مسيح ذبيحى

50

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

دارى بوقاچه‌غائى . هر يك از اين طايفه خان على حده و طايفهء على حده دارند . قره بلخان ، يك خان دارد و يازده طايفه و ابّه است : آجى بيك ، پاشى ، قاپان ، پچ ، قارا ، خورد ايماق ، قير ، كروك ، عرب ، سقى سيكى ، چثر . ارلك‌لو يك خان دارد و دو طايفه : آق انجيك ، قدانه . بايندر نه طايفه است و دو خان دارد : كولى ، آق ياجى ، قره ياجى ، چوروك ، طرانك ، قلاى چى ، كسر ، كروك ، يساق لق . / 66 / قرق بزرگترين طايفهء گوكلان است و ده طايفه است : كين ليك ، قاباسقال ، دهنه ، چكه ، كوكچه ، قاراجه ، قاراقوزى ، صوفيان ، كنكور ، عنكوت . چيق‌لق دو طايفه است : چيق‌لق و قارانوا . از گوكلان يكصد و هفتاد نفر سوار گرفته شده ، نصف اين سوار از طايفهء حلقه داغلو و نصف ديگر از طايفهء دودورقه است . در سنهء ماضيه اين چاكر كه در گوكلان بود اين سوار را مرتب و منظم نمود و لباس آنها را به ترتيب لباس جكيت‌هاى خيوه‌اى پرداخت و هر صبح و شب از روى قوانين نظامى قزاق مشق مىكردند و بسيار قابل شده بودند . جماعت دودورقه مركّب از شش طايفه است . اغلب مردمانش شيره و ترياك استعمال مىكنند . به واسطهء اين عمل مردمش سالمتر و مطيعند . عمل زراعتى اين طايفه دخلى به حلقه داغلو ندارد . هر كس آيش دارد كه شالى مىكارد . آيش اصطلاح آنجا و زمين شالىزار را گويند . گوكلان از اين طايفه‌ها است : يانفاق ، سنگريك ، چاغر ، بيكدلى ، آى درويش ، اجن قانجق . يانفاق مردمش شجاع و سرحدنشين يموت و هميشه با يموت طرف هستند و مركب از چهار طايفه هستند : سارىجه ، قول لى ، ديزاكرى ، كتى . سنگريك چهار طايفه است و در نىزارها مسكونند و چشمه سارهاى فراوان دارد كه نهر عميق صورت مىبندد و داخل گرگان مىشود : آب خارق ، آب قره‌سو ، چشمهء عرب كور ، قاراشور ، قوشچى ، خر ، شيخ بيكى . / 67 / چاغر حاكم نشين گوكلان است ، به كوهسار و ولايت نزديك و هشت طايفه است : چاغر ، قراول ، كوسه ، خوردتا ، باىنل ، تركمه ، كوش ، دوش ، علامت .